تحلیل

100
۱۰ ثور ۱۳۹۰
نویسنده:

اوباما و اعزام تیم جدید به افغانستان

 

بالاخره بارک اوباما تغییراتی را که از چند روز به این سو در بخش های مهم نظامی و استخباراتی ایالات متحده پیشینی می شد، اعلان کرد. دراین تغییرات مهم، لئون پانتا جانشین رابرت گیتس وزیردفاع امریکا در پنتاگون می گردد. رایان کراکر سفیر امریکا در کابل می شود. جان الن لوی درستیز قوای مرکزی امریکا قومندان عمومی نیرو های امریکا و ناتو در افغانستان می شود و جنرال دیوید پتریوس ریاست سازمان مرکزی امریکا یا سیا را به عهده می گیرد.

رابرت گیتس که از حزب جمهوریخواه است، در ۲۰۰۶ از سوی جورج بوش به این سمت برگزیده شد و چون با به قدرت رسیدن بارک اوباما، سیاست های اصلی نظامی امریکا در افغانستان و عراق، ادامۀ سیاست های جورج بوش بود، لذا اوباما در این پوست تغییری نیاورد و دیده می شود که در این مدت میان گیتس و اوباما برخورد که ناشی از نارضایتی باسد به وجود نیامد و اوباما گاهی از کارکرد این وزیر دفاع ناخوشنود نبود، اما خود گیتس گفته بود که بعد از ۲۰۱۱ رغبتی به ادامۀ کارش در پنتاگون ندارد. با اینکه گفته می شد که پتریوس  بعد از رخصت شدن از افغانستان میل شدید به فرماندهی نیروهای متفقین در اروپا دارد، اما اینک قرار است به عوض لئون پانتا ریاست سازمان استخبارات مرکزی امریکا یا سیا را به عهده  بگیرد. آقای رایان کراکر که بعد از سقوط طالبان مدتی سفیر امریکا در افغانستان بود و بعد به عراق رفت یکی از دپلمات های کار کشته ای امریکا است و جان الن که عوض پتریوس به افغانستان می آید، قبلاً لوی درستیز قوای مرکزی امریکا بود که مسوولیت عملیات در آسایی میانه و خاور میانه را به عهده داشت، گرچه او از پتریوس یک ستاره کمتر دارد، اما با نظارت مستقیم بر کار قوای امریکا در این منطقه به کارش وارد بوده و از قبل می داند که چه برنامه های را در افغانستان روی دست بگیرد.

این تغییرات نشان می دهد که سیاست نظامی و استخباراتی کاخ سفید چقدر به افغانستان بسته شده، به خاطریکه از ۴ پوست مهمی که در دست تغییر است سه تای آن به صورت مستقیم به افغانستان رابطه می گیرد و فقط یکی آن ضمن اینکه به افغانستان ارتباط دارد، اما ساحۀ بزرگتری را احتوا می کند. امریکا  امروز نسبت به هر جایی در دنیا، بزرگترین رقم نیروی نظامی و بیشترین مصرف را در افغانستان دارد. لذا سیاست گرایش به سوی کار استخباراتی و کاهش کار نظامی به نحوی با آنچه در افغانستان می گذرد، پیوند دارد. یک قومندان امریکایی که بیش از یکسال در افغانستان می جنگد، اکنون به ریاست سیا می رسد و این نشان می دهد که بعد از این امریکایی ها بیشتر با استخبارات درافغانستان کار می کنند و حتی به نحوی کار نظامی را در گرو کار استخبارتی قرار می دهند. یک جنرال ۴ ستاره، قومندان نیرو های امریکایی در افغانستان به رهبری سازمان سیا انتخاب می شود و عوض جنرالی بایک ستاره کم برای قومندانی نیرو های امریکایی در افغانستان مقرر می گردد. ایکانبری که خود جنرال و یکی از فرماندهان نیروی نظامی امریکا در افغانستان بوده و اکثر با جنرالان امریکایی در افغانستان، مخصوصاً جنرال مک کریستال روابط خوبی نداشته و روابطش  با کرزی نیز اکثر تنش آلود بوده، اینک  به جایش یک دپلمات غیر نظامی به عنوان سفیر به افغانستان می آید، چون امریکا در افغانستان وارد مرحلۀ جدیدی از حضور دایمی خود می گردد، لذا بخش عمدۀ فکتور های تبدیلی با این وضعیت همگامی دارد.

امریکا تصمیم دارد تا بعد از چند ماه آرام آرام مسوولیت امنیت را به قوای مسلح دولت افغانستان بسپارد و خود به طور سیستماتیک از جنگ دست بکشد و در پشت صحنه حضور نظامی اش را حفظ کند و فقط در حالات اضطراری وارد معرکه شود، لذا برای انجام چنین پروسۀ بیشتر به نرمش و انجام کار سیاسی و رهبری قوی استخباراتی نیاز دارد. به این خاطر مسوول نظامی را به کار استخباراتی گسیل می کند و کار نظامی را به فرمانده استخبارتی می سپارد و سفارت خود را در کابل  از سفیری با فکر  نظامی بیرون می آورد و به دپلمات کارکشته ای که در چندین نقطۀ اصلی و بحرانی این منطقه کار کرده و  تجربه دارد، برای ادامۀ بی سرو صدای این پروسه به افغانستان می فرستد. تمام این ها نشان می دهد که امریکا واقعاً در دوران خاص و جدیدی در افغانستان قرار گرفته و تا رسیدن به ۲۰۱۴ تا حدی حساب را با طالبان و القاعده یک سره خواهد کرد، مخصوصاً که می بینیم القاعده در تعداد افراد و مسوولانش در این منطقه، به شدت کاهش به وجود آورده و اینک سیف العادل مصری فرمانده عمومی القاعده در مناطق قبایلی پاکستان را نیز به جای دیگری منتقل ساخته و عوضش ملا شکور ترکستانی را به این وظیفه گماشته است. فرماندهان امریکایی نیز مدعی اند که طالبان در طول خزان و زمستان گذشته پایگاه های مهم شان را از دست داده و دیگر توان مقابله با قوای ناتو را ندارند، مخصوصاً که طالبان پاکستانی و القاعده بعد از این کمتر از طالبان حقانی و ملا عمری پشتیبانی عملی خواهند کرد.

با اینکه در رده های بالایی فرماندهی نظامی و استخباراتی امریکا عمدتاً در پیوند با افغانستان تغییرات جدی رونما شده است، آرام آرام و موازی با آن  در صلاحیت های سیاسی، نظامی و اقتصادی دولت افغانستان نیز تغییراتی به وجود خواهد آمد. چون یک دولت  بی صلاحیت نمی تواند قادر به اخذ مسوولیت های مهمی در حد تامین امنیت  شود، لذا بعد از این دونر ها پول بیشتری از طریق دولت افغانستان به مصرف خواهند رساند، دفتر یونامای سازمان ملل بخشی از اختیارات سیاسی اش را به دولت افغانستان منتقل خواهد کرد و تا ۲۰۱۴ در درون دولت افغانستان نیز تغییرات مهمی رونما خواهد گشت و اینگونه دهِۀ استقرار نیرو های امریکایی و انگلیسی در افغانستان شکل خواهد گرفت و بالاخره این دوره نیز به پایان خواهد رسید.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد