سیاسی

376
۴ ثور ۱۳۹۷
نویسنده: محمدرضا گلکوهی

انتخابات؛ ابزاری برای پایداری دموکراسی

انتخابات پارلمانی که بعد مهمی از تکمیل نظام دموکراتیک در کشور است، با تأخیر غیرقابل توجیهی مواجه شد. این روند که باید سه سال پیش عملی می‌شد، اکنون به تازگی روی دست گرفته شده و با توزیع تذکره و کارت رأی‎دهی کلید آن زده شد.

آغاز این روند مهم ملی اما با شک و تردیدهای فراوانی از جانب احزاب سیاسی، مجامع مدنی و مردمی همراه است. برخی احزاب سیاسی از سیستم رأی غیرقابل انتقال شاکی اند و آن را غیرمنصفانه می‌دانند که رکن انصاف و عدالت را در انتخابات زیر سوال می‌برد. به باور آن‎ها، این سیستم باید به صورت قبلی اعاده گردد که رأی‎دهنده آزاد است در هر حوزه رأی‎دهی یک ولایت، نامزد مورد نظر خود را انتخاب نماید و فرقی نمی‌کند آن نامزد مربوط حوزه رأی‎دهی مربوطه‌ وی باشد یا خیر.

معضل مهمتر اما در این روند، نبود اشتیاق کافی برای مشارکت است. گزارش‎های دریافتی حاکی از آن است که میزان مراجعه مردم به مراکز ثبت‎نام و اخذ کارت رأی‎دهی بسیار اندک بوده و اگر روند به همین گونه پیش برود، میزان مشارکت در انتخابات ۲۸ میزان، بسی اندک و محدودتر از دوره‎های پیشین خواهد بود. بدون شک، این معضل نظام پارلمانی آینده را به شدت ضربه زده و آسیب‎پذیر خواهد ساخت. دلیل این مسأله نیز دو عامل است؛ اول اینکه مردم به خاطری که تذکره‎های شان برچسب رأی‎دهی بخورد، نگران اند که مبادا فردا به چنگ مخالفان مسلح افتاده و قیمت این مشارکت، بریدن انگشت یا حتا جان آن‎ها باشد. دلیل دیگر و مهمتر اما این است که مردم به نامزدان گذشته در انتخابات‌های پارلمانی و ریاست جمهوری بی‎باور شده‎اند و کاندیداهای آینده را نیز از همین زاویه مورد ارزیابی قرار می‌دهند. به باور آن‎ها، اول اینکه ممکن است رأی شان ملاک نباشد و نامزد مورد نظر با تقلب و زور برنده شود و دوم اینکه برنده شدن آن نامزد هیچ تفاوتی به حال وی نکرده و او به محض پیروزی به مردم پشت خواهد کرد. پرسش اساسی اما این است که این پروسه‌ ناقص را چگونه بتوان تکمیل کرد و نظام مردم‌سالار و سالم را با آرای مردم استوار ساخت؟

عوامل حضور کم‏رنگ

کارشناسان بر این باور اند که ایجاد اعتماد و جلب توجه مردم برای ثبت‎نام در مراکز رأی‎دهی و مشارکت در این روند، کاری است که نیازمند عزم همگانی نهادهای ملی، بین‌المللی و افرادی است که به نحوی مرتبط با این قضیه هستند. اولین فکتور تأثیرگذار از نظر نهادهای ناظر این است که وقت تعیین شده برای توزیع تذکره و ثبت‎نام رأی‎دهندگان، بسیار اندک است و باید مدت زمان این پروسه انتخاباتی تمدید گردد.

۱- ضعف اطلاع‎رسانی

فضل‌ هادی مسلمیار، معاون مشرانوجرگه، می‌گوید: “اداره ثبت احوال نفوس بايد توضيح دهد که با وجود فرصت اندک تا برگزاری انتخابات، این اداره چگونه می‎تواند در اين فرصت محدود به مردم تذکره توزيع کند تا شهروندان بتوانند برای شرکت در انتخابات ثبت‏نام کنند.” این نهاد، اعضای اداره ثبت احوال نفوس را به مشرانوجرگه فراخوانده و خواستار توضیح از سوی این نهاد در این باره شده‎اند.

برخی نهادهای ناظر دیگر، از مشکلات دیگری نیز پرده برداشته‎اند. “فيفا” يا بنياد انتخابات آزاد و عادلانه‌ افغانستان از دشواری‎‏ها در مرحله اول ثبت‎نام رأی‎دهندگان خبر داده و می‎گويد که قبل از آغاز روند ثبت‏نام، آگاهی‎دهی لازم صورت نگرفته و بسياری از مردم در مورد زمان و روش ثبت‎نام معلومات ندارند. اين نهاد با اعلام يافته‏هایی از ۷۰۰ ناظر انتخاباتی خود ابراز داشته است که بسياری از مراکز ثبت‎نام فاقد لوحه‌ای است که نشان دهد آن جا مرکز ثبت‏نام می‎باشد. به گفته‌ اين نهاد، مردم همچنان به دليل نشانی شدن تذکره‌های شان نگران اند و به همين دليل هم تعداد کم‌تری به مراکز ثبت‎نام مراجعه کرده‌اند. این در حالی است که کمسيون مستقل انتخابات اعلام کرده که در دو روز اول ثبت‎نام رای‎دهی، نزديک به ۱۲هزار نفر ثبت‎نام کرده‎اند که ۲۵ درصد آن زنان هستند.

در همین حال، حضور کم‎رنگ مردم در مراکز ثبت‎نام امری است که نگرانی نهادهای ملی را تشدید کرده است. ولسی جرگه دليل حضور کم‎رنگ مردم در مراکز ثبت‎نام رأی‎دهندگان را آگاهی نداشتن آن‌ها از اين روند می‌داند. اين نهاد با انتقاد از حکومت تأکید کرده است که کمسيون مستقل انتخابات هيچ اقدامی در اين مورد انجام نداده است. عبدالرووف ابراهيمی، ریيس ولسی جرگه، می‌گوید: “آگاهی کافی از روند ثبت‎نام رأی‎دهندگان صورت نگرفته است و باید برنامه آگاهی‎دهی به صورت گسترده و جدی انجام شود و مردم باید از مراحل مختلف آن آگاه شوند.”

۲- تهدیدات امنیتی

این معضل، تنها دشواری مشارکت در این روند نیست. شکریه پیکان، نماینده مردم کندز در ولسی جرگه، می‌گوید: “هشدار مخالفان به مردم از اینکه اگر برچسب انتخاباتی روی تذکره شان باشد، جان شان در خطر است، مانع حضور آن‎ها در مراکز ثبت‎نام برای رأی‎دهی در انتخابات شده است.” کمال ناصر اصولی و غلام‌حسین ناصری، دو عضو دیگر ولسی جرگه، هم با تأیید این مطلب می‌گویند: “ممکن است عدم استقبال مردم از این روند بهانه‎ای برای کمسیون انتخابات شود تا چندماه بعد اعلام کند که انتخابات بی‎انتخابات؛ چون بیش از دو یا دو نیم ملیون نفر در آن ثبت نام نکرده‎اند.”

با گـذشت حــدود یک هفتــه از رونــد ثبـــت‎نام رأی‎دهنـــدگان، آمارهــا نشــان می‌دهد که از میان ۱۰ مليون نفر واجد شرايط رأی‎دهی، شمار اندکی ثبت‎نام کرده‎اند. اعضای ولسی جرگه می‌گويند که با اين استقبال کم‎رنگ، دموکراسی نيم‎بند پايدار نمی‌ماند و حضور نداشتن ۸۰ درصد از واجدان شرايط رأی‎دهی در پای صندوق‌های رأی، مشروعيت انتخابات را زير سوال می‎برد.

۳- بحران اعتماد

نوید الهام، کارشناس مسایل سیاسی، معتقد است که “در کاهش مشارکت مردم به این روند، تنها عدم آگاهی‎دهی و نبود امنیت هم تأثیرگذار نیست. مسأله‎ دیگر نیز وجود دارد و آن عدم اعتماد مردم به نامزدان پارلمانی است. زیرا در دوره‌های گذشته‌ عملکرد این نمایندگان ثابت ساخته که نمایندگان مردم به جای اینکه پاسخ‌ده مشکلات آن‎ها باشند، از خانه‎ ملت، مرکزی برای معاملات سیاسی و اقتصادی شان ساخته‎اند. مردم در هراس اند که اگر کسان دیگری را نیز انتخاب کنند، پیرو اسلاف سابق شان خواهند شد.” اظهارات برخی از شهروندان نیز این واقعیت را تأیید می‌کند. آمنه عفیف، شهروند ساکن پایتخت، می‌گوید: “من که خودم نزدیک به خانه ملت و منازل اعضای ولسی جرگه هستم، کم‎تر دسترسی به جناب وکیلی داشتم که برگزیده بودم. او به جای اینکه به مشکلات من و امثال من توجه کند، مشغول فعالیت‎های شخصی و کسب و کار پردرآمد خود بود. این وکیل برای رسیدن به امتیازات فردی‎اش از جایگاه وکالت و مصوونیت پارلمانی خود سوء استفاده می‌کرد.”

صادق امین، فعال مدنی، هم می‎گوید: “هرچند ممکن است در میان اعضای ولسی جرگه افراد صادق نیز حضور داشته باشند، ولی از قدیم گفته اند: به خاطر یک شوم سوخت شهر رُم و این ضرب‌المثل در خصوص اعضای ولسی جرگه به خوبی صدق می‌کند. زیرا اشخاص بد آن‎ها آبروی تمام اعضای خانه ملت را برده‎اند.”

بسیج ملی؛ راه حل مطلوب

آگاهان معتقد هستند که عزم ملی و بسیج همگانی برای توسعه و تقویت دموکراسی، یگانه راه حلی است که پاسخ‎گوی معضل کنونی کشور می‎باشد. محمد قره‌باغی، تحلیل‎گر مسایل سیاسی و نویسنده، معتقد است که “اگر حکومت نتواند عزم عمومی را برای این امر جزم نموده و بسیج ملی را برای مشارکت در انتخابات ایجاد نماید، انتخابات پارلمانی پیش‎رو یا برگزار نمی‌گردد و یا هم مشارکت مردم در آن بسیار اندک خواهد بود. در هر دو صورت حیثیت ملی و بین‌‎المللی دولت به خاک یکسان شده و نظام نیم‎بند دموکراتیک کنونی نیز فروخواهد پاشید.”

استوار کردن چنین عزم ملی اما در وضعیت کنونی بسی دشوار بوده و فرصت اندک اعلام شده هم مجال تبلیغات و آگاهی‌دهی از دولت را گرفته است. این در حالی است که تجربه‎ دموکراسی و مشارکت در انتخابات در جریان سال‎های گذشته در افغانستان، خیلی موفقانه نبوده و در بسیاری موارد تلخی را به کام مردم افزوده است. لذا اگر یک‎بار دیگر تجربه‎ بدتر از گذشته تکرار شود، ادعاهای حکومت مبنی بر اینکه وارث یک نظام دموکراتیک بوده و پایه‎گذار نهادهای مردم‏سالار است، ضرب صفر خواهد شد. پس باید دست از آستین بیرون آورده و راهی را جستجو کرد که باعث جلب اعتماد ملی به این روند شود. در غیر آن صورت، این مسأله نه تنها بحران ملی را در پی خواهد داشت، بلکه معضل فراتر از مرزهای ملی را دامن زده و شرایط دشواری را برای دولت در نزد جامعه جهانی و حامیان بین‎المللی آن به تصویر خواهد کشید.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد