تحلیل

743
۳۰ حمل ۱۳۹۰
نویسنده:

افغان ها و خطر گرسنگی

بخشی از ملت گرسنۀ افغانستان با کمبود پولی پروگرام غذایی جهانی ملل متحد (دبلیو. اف. پی) که امسال با آن رو به رو است، با خطرات جدی مواجه  می باشد. مسئولان این نهاد مهم بین المللی که تا ۲۰۱۰ سالانه به تغذیۀ ۹۰ ملیون نفر در ۷۳ کشور جهان  می پرداخت و در افغانستان  ۳/۷ ملیون نفر از این کمک ها مستفید می شدند. حال این نهاد مهم بین المللی اعلان می دارد که اگر در سالی که پیشرو داریم  ۲۵۷ ملیون دالر کمک نشود، قاد رنخواهد شد تا به این همه گرسنه  در افغانستان خوراک برساند، علاوتاً این پول ها باید عاجل برسد، چون خریداری مواد خوراکی، مخصوصاً گندم که ۸۳ درصد خوراک مردم افغانستان را تشکیل می دهد، حد اقل سه ماه وقت می خواهد تا خریداری و به افغانستان انتقال داده شود و بعد پروسۀ توزیع آن تنظیم گردد. با کاهشی که در کمک ها به وجود آمده، این نهاد حال مجبور است که از ۶۲ هزار طفل کمتر از ۵ سالی که قبلاً زیر پوشش داشت، حال به ۴۰ هزار آن رسیدگی کند.

به این صورت دیده می شود که کشور زراعتی افغانستان با داشتن زمین های وسیع، آبهای فراوان و نیروی کاری که در خدمت دیگران به مصرف می رسد، بنا به درگیری ها و مهاجرت های که در این سی سال در افغانستان گاهی خاموش نشده و مخصوصاً فساد و بی کفایتی که در ده سال گذشته بر دولت افغانستان و دست اندر کاران جهانی حاکم بوده، بازهم باید شکم بیش از هفت ملیون افغان به کمک های ملل متحد بسته باشد که اگر چنین نباشد، مرگ به سراغ شان خواهد آمد و هزاران قبر گرسنه سبز خواهد شد.

در افغانستان سنت گرا و قبیله زده که به زنان و اطفال به عنوان موجودات درجه دوم نگاه می شود و در خورد و خوراک نیز مردان خود را موجود درجه اول و بر تر از همه می دانند و دیگران هم آن را قبول کرده، لذا ضربت اصلی بی نانی و بی غذایی بر فرق زنان و کودکان فرود می آید با این که زنان و کودکان در موقعیتی قرار دارند که باید بیش از همه غذای مناسب و با کیفیت تناول نمایند، اما این سنت زدگی ها باعث شده که نسبت به زنان و اطفال بی توجهی کامل وجود داشته باشد و  بی دلیل نیست که اکثر زنان و کودکان افغان مریض اند و بیش از یک ملیون کودک پایین تر از ۵ سال در افغانستان به سوء تغذی مبتلا می باشند.

با اینکه موسسۀ «دبلیو. اف. پی» مدعی کمک غذایی برای بیش از هفت ملیون نفر در افغانستان است، اما اینکه چقدر این کمک ها با توجه به وضعیت اداری حاکم در افغانستان به مردم می رسد، قابل سوال است. با این همه بازهم در زمستان ها اعلان می شود که در مناطق دور دست کشور مردم به خوردن برگ درخت و علوفۀ حیوانات پناه می برند و آخرین تحقیقات در مورد نارسایی های غذایی در افغانستان حاکی از آن است که ۷۰ درصد مردم با بحران غذایی رو به رو می باشند. غذای که هرگز انتخابی نیست و مردم د رهروقت وقت فقط به یک نوع آن دسترسی دارند که بیشتر افغانها  نان گندم و دوغ می خورند.

از تهدید های مهم و جدی زنان بار دار در افغانستان، عدم دسترسی به حداقل غذا هایی است که بتوانند ضرورت انرژی این دوران را بر آورده سازند. چون اکثر این زنان در این دوره علاوه به این که کار می کنند، نمی توانند میوه و غذا های ضروری دیگر را تهیه و مصرف کنند، لذا آمار نشان می دهد که در افغانستان روزانه بیش از ۵۰ مادر بر ولادت جان می می دهند و تا ۶۰۰ طفل پایین تر از ۵ سال روزانه می میرند. این گراف مرگ ومیر زنان و اطفال مستقیماً به مصرف غذایی آنان رابطه دارد که اگر برطرف نشود این فاجعۀ دردناک همچنان ادامه پیدا خواهد کرد، فاجعۀ که کسی نمی تواند برای پایان آن  به زودی راهی بیابد.

برای حل این مشکلات مهم و ستراتیژیک اجتماعی، تکیه کردن بر کمک های دیگران و مخصوصاً سازمان ملل که دست خودش نزد کشور های دیگر دراز است، امر عاقلانۀ نیست. زیرا با لباس دیگران نمی توان خود را همیشه گرم نگهداشت و با غذای آنها نیز نمی شود باور به سیری درازمدت  پیدا کرد. باید برای این مسئلۀ بسیار مهم و اساسی تبر را به درز گرفت وراه حل دایمی و منطقی آن را دریافت نمود. وقتی مردم افغانستان می توانند با خوردن ۸۳ درصد نان گندم خود را سیر احساس کنند و مصرف سالانۀ کشور تا چهار ملیون تن گندم می رسد، چه مشکلی وجود دارد که هر سال از کشور های گندم خیز گندم خریداری شود و بعد زمین های گسترده و آبهای خروشان خود افغانستان در ملیون ها هکتار زمینی که لم یزرع باقی مانده مهار شود و این همه نیروی کار جوان که در بدترین وضعیتی بر ایرانی ها به فروش می رسد، در کشور خود ما بکار گماشته شود تا مردم ما  از این همه گدایی و خیرات  رهایی یابند و هیچ نهادی نه تنها به فکر سیر نمودن شکم افغانها بر نیاید که افغانستان به عنوان یکی از صادر گنندگان  گندم در جهان به دیگران مبدل شود. این کار زمانی عملی شده می تواند که چپاولگران دارایی مردم بر سر نوشت مردم حاکم نباشند و دولت به عنوان نهاد و مرجع مسوول در برابر زندگی شهروندان کشور احساس کوچکترین مسئولیتی بکند و جامعۀ جهانی نیز  صادقانه در کنار چنین دولتی بایستد. این از ابتدایی ترین وظایف یک دولت است، زیرا دولتی که با این همه امکانات قادر به سیر کردن شکم مردمش نشود، چه بهتر که همین فردا نباشد.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد