کتاب

195
۲۴ جدی ۱۳۹۱
نویسنده:

“افغانی” از درد می‌آید!

رمان “افغانی” نوشته‌ی عارف فرمان، نویسنده افغان مقیم سویدن، اخیراً بازتاب خوبی میان اهالی قلم کشور داشته و نقدهای زیادی را نیز پذیرا بوده است. عارف فرمان نویسنده این اثر در سفرش به افغانستان در گفت‌وگو با همکار ما علی آرش به نقدهای وارده پاسخ داده و از کارهای تازه‌اش نیز خبر داده است.

کلید: سوژه رمان افغانی چگونه در ذهن شما شکل گرفت؟

عارف فرمان: در حقیقت زمانی که من از میدان‌هوایی مهرآباد ایران به سوی هندوستان پرواز می‌کردم، نطفه رمان افغانی در ذهن من بسته شد، فکر می‌کنم علتش سال‌ها رنج، تحقیر، توهین، بیگانه شمردن، افغان‌ستیزی و به نوعی نژادپرستی مردم ایران در شکل‌گیری این سوژه نقش داشت.

کلید:  سرنوشت “علی” شخصیت اصلی رمان افغانی تا چه حد حکایت از زندگی شخصی خودتان دارد؟

عارف فرمان: در جواب این سوال من باید گفته ملاصدرا را به زبان بیاورم: “انسان از خود حرکت می‌کند، آن‌چنان که هست دنیا را می‌بیند و آن‌چنان که می‌بیند، زندگی می‌کند.” علی شخصیت اصلی رمان افغانی در حقیقت خود من نیست، ولی کسانی بوده‌اند که در همچین وضعیت زندگی کرده، که تجربه شده، ولی گاهی خود نیز جای علی نشسته‌ام و داستان خودرا نوشتم، یعنی در این رمان به صورت صد درصد خودم حضور ندارم.

کلید: علی شخصیت اصلی رمان، دچار نوعی بی‌تحرکی است، فکر می‌کنید، این مولود چی پدیده‌ی است؟

عارف فرمان: این بر می‌گردد به توهین‌های که نسبت به علی رواداشته می‌شود، دقیقاً، اگر از منظر روان‌شناسی به این نکته نگاه کنیم، فعالیت هر انسانی که مورد توهین قرار می‌گیرد از وی ساقط می‌شود و نوآوری در وی می‌میرد، دقیقا علت این که ابتکار در علی در جامعه ایران کشته می‌شود، فقط و فقط به مسأله توهین برمی‌گردد که علی با آن روبرست.

کلید: در رمان افغانی شما می‌خواهید بگوید، که ایران جامعه‌انسانی با معیارهای غیرانسانی است، به این برداشت من موافقید؟

عارف فرمان: البته نمی‌توانیم هیچ جامعه‌ی را در کل مورد قضاوت قرار بدهیم، جامعه ایران مثل هر جامعه دیگری خوب و بدهای خودرا دارد، به باور من جامعه‌انسانی است و اگر به خورد جامعه یک سری جهان‌بینی‌های خاصی که از طرف دولت ایران داده نشود، در آن صورت مشکل جامعه‌انسانی ایران در ارتباط با افغان‌ها حل می‌شود، مثلا یکی از مشکلات جدی جامعه ایران نشرات رسانه‌های ایران است که وقتی یک افغان دچار اشتباه می‌شد، این مشکل از رسانه‌های ایران به تمام افغان‌ها نسبت داده می‌شد و فکر می‌کنم دولت‌مردان ایران، مردم ایران را متوجه این می‌کردند که به مشکلات درونی جامعه خود ایران نگاه نکنید، مشکلات زاده‌ی وجود مهاجران افغان است و به این صورت بود که رابطه بین مردم افغان و ایران را بدتر می‌ساخت.

کلید: تا هنوز رمان افغانی نقد و نوشته‌های زیادی را پذیرا بوده، یکی از منتقدین آثار شما، رمان افغانی را ” مانیفیست عدالت‌خواهی افغان‌های مهاجر در ایران ” نامیده‌اند، چی‌قدر این توصیف گویای واقعیت است؟

عارف فرمان: این جمله آقای “منوچهر فرادیس” واقعاً بر من تاثیرگذار بود، و این زیباترین جمله‌ی بود که من در تمام نقدهای وارده بر این کتاب خوانده‌ام و کاملاً با ایشان موافقم.

کلید: توصیف بی‌جای شخصیت‌ها و پرگویی در بعضی موارد، از نقدهای وارده بر این کتاب است، پاسخ شما در این مورد چیست؟

عارف فرمان: هیچ اثری خالی از نقض نیست، و هیچ نویسنده نمی‌تواند بدون عیب یک اثری بیافریند، در رمان افغانی تلاش بیشتر بر این شده که مسوولیت‌های انسانی خودرا از شانه‌های خودم بردارم، و به عنوان یک انسانی که در جامعه‌ایران دردهایی را متحمل شده بودم، خواستم آن را بیان بکنم، و این که گفته شده در رمان افغانی، کم‌گویی و یا اضافی‌گویی شده، درست است.

کلید: در مورد آثار نوشتاری‌‌تان بیشتر بگویید!

عارف فرمان: ” جایی برای زیستن ” اولین رمان من است که با موضوع مهاجرت پیش از این در سویدن به چاپ رسیده بود، دومین اثرم رمان “افغانی” است و به تازگی نیز رمان دیگری با موضوع مهاجرت در دست نوشتن دارم که هنوز اسمی برای آن انتخاب نکرده‌ام.

کلید: بالاخره در عرصه نویسندگی چه کسانی را نیاکان ادبی خود می‌دانید؟

عارف فرمان: خوب بزرگانی زیادی در عرصه ادبیات افغانستان وجود دارد، ولی نه چنان متأثر اما آثار آنان را مطالعه می‌کنم، اکرم عثمان، رهنورد زریاب، محمدحسین محمدی و در مجموع نویسندگان افغان، از همه آن‌ها یاد می‌گیرم اما رمان “سنگ صبور” نوشته‌ی عتیق رحیمی و در کل رمان‌های این نویسنده در عرصه نویسندگی روی من بیشتر تاثیرگذارتر بوده است.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد