تحلیل و دیدگاه

532
۱۲ حمل ۱۳۹۶
نویسنده: خلیل ماندگار

افزایش آتش‎آوران جنگ افغانستان

نظامیان وابسته به گروه طالبان به عنوان عناصر اصلی سازمان‎دهنده‎ جنگ و مجریان نبرد جاری کشور، پیش از این تنها از یک پشتوانه‎ خارجی برخوردار بودند و آن اسلام‎آباد و حکومت پاکستان بود. با گذشت زمان و تشدید جنگ نیابتی در کشور، دولت‎های دیگـری نیــز وارد ایــن کاروزار گردیده و دست مســاعـدت به مخــالفـان مسلح، به خصوص گروه طالبان، بلند کردند. ایران و روسیه، متحدان منطقه‎یی که خویشتن را پیروز میدان کاروزار سوریه می‎دانند، در افغانستان نیز دست‎درازی نموده و به تجهیز، سازمان‎دهی و آموزش مخالفان مسلح دولت، به خصوص نظامیان موسوم به طالبان، می‎پردازند. پیش از این، چنین دخالت در پرده‎ ابهام و انکار قرار داشت، ولی در سال گذشته همه چیز روشن شد و مقام‎های تهران و مسکو با صراحت تمام از رابطه شان با گروه طالبان پرده برداشتند.
به مرور زمان روشن شد که مسکو با همدستی تهران در صدد مقابله‎ سیاسی و اعمال فشار بر رقیب سیاسی- نظامی جدی شان امریکا و متحدان غربی آن در افغانستان است. جور این جدال نافرجام میان این کشورها اما نصیب مردم افغانستان شده و تهران و مسکو به جای رقابت مستقیم با امریکا، هیزم جنگ ویرانگر افغانستان را فراهم می‎کنند.
پس از اصرار دولت افغانستان بر رابطه‎ روسیه با طالبان و انکار دولت مسکو، دولت‎مردان روسیه سعی کردند تا از سیاست صلح‎جویی دولت کابل استفاده‎جویی نموده و نیت مداخله‎جویانه شان را با شگرد دیگری آشکار کردند. مسوولان این کشور گفتند که حاضر به همکاری در روند صلح افغانستان هستند. حکومت وحدت ملی نیز به نشانه‎ حسن نیت، صلاح‎الدین ربانی، سرپرست وزارت خارجه، را به مسکو فرستاد تا زمینه‎ و نشانه‎ همکاری‎اش را نشان داده و ثابت سازد که کابل، دست هرکسی را که در راستای مساعدت به پروسه‎ صلح بلند شود، خواهد فشرد.
اما آنچه شواهد موجود و سوابق فکری گروه طالبان نشان می‎دهد که اطاعت‎پذیری این گروه به دلایل مختلف از مسکو قابل توجه نبوده و باز کردن حساب روی این ورق سیاسی، کار مطلوبی نخواهد بود. زیرا از یک‎سو گروه طالبان به صورت عمده یک ساختار ایدئولوژیک دارد و حکومت ولادیمیر پوتین توانایی نفوذ در لایه‎های فکری این گروه را نخواهد داشت. این گروه شاید برای باج‎گیری در جبهه‎های نبرد و پیش‎برد اهداف جنگی شان از روسیه کمک‎هایی دریافت کند، ولی تسلیم شدن آن‎ها در عرصه‎ سیاسی به دولتی‎که سابقه‎ خصمانه با ایدئولوژی اسلامی دارد، قابل باور نمی‎باشد.
دلیل دومی که ثابت می‎سازد روسیه شریک سیاسی خوبی در روند مذاکره نخواهد بود آن است که این کشور همانند سایر حامیان مخالفان مسلح افغانستان، نیت صادقانه و عملکرد شفافی در این حوزه نداشته است. برگزاری نشست سه جانبه در مسکو، بدون این که رضایت و نقش دولت کابل را با خود داشته باشد، به خوبی گواه این مسأله می‎باشد. مشابه این وضعیت برای ایران نیز قابل تصور است. زیرا این کشور نه نفوذ معنوی روی طالبان دارد و نه هم نیت نیک اندیشانه نسبت به ساختار سیاسی کابل که تحت حمایت کشورهای غربی قرار دارد. تنها احتمال موجود این است که تهران و مسکو با اهداف سوء و نیت شوم وارد این قضیه شده و قصد گل‎آلود کردن آب توفانی افغانستان را دارند تا ماهی مقصود شان را صید کنند.
بنابراین، نگرانی عمده این است که کاخ کرملین و حکومت تهران، پاکستان دیگری در عرصه‎ جنگ و صلح افغانستان شده و به جای رونق بخشیدن به مذاکرات صلح، این پروسه را پیچیده‎تر ساخته و به یک باج‎گیر سیاسی دیگری مبدل کنند. رفع چنین نگرانی اما رایزنی سازنده و حضور قوی نمایندگان افغانستان در تعامل با روسیه و همتایان این کشور را لازم دارد که باید در دستور کار هیأت مذاکره کننده و سایر گروه‎های مسوول در این عرصه قرار گیرد.
با این حساب، احتمال این که صحنه‎ جنگ و صلح افغانستان پیچیده‎تر و کار دولت کابل در هر دو عرصه سخت‎تر شود قابل تصور است. زیرا امروزه در جمع بازیگران میدان جنگ نیابتی در افغانستان، در کنار هند و پاکستان، کشورهای دیگری از جمله روسیه و ایران نیز وارد شده‎اند. کار در چنین وضعیتی، نیازمند تلاش‎های بی‎شائبه، جدی و جمعی افغانستان و حامیان بین‎المللی آن می‎باشد. رایزنی در این خصوص، ظاهر شدن قوی افغانستان در صحنه‎ جنگ و میدان مذاکره را طلب دارد که بدون پشتیبانی کشورهای حامی آن نه تنها دشوار، بلکه دست نیافتنی است.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد