تحلیل و دیدگاه

460
۳۰ دلو ۱۳۹۵
نویسنده: کلید

از دام گرداب تا دام طوفان

موریس گروموف، قومندان اردوی سرخ شوروی سابق در افغانستان، یک روز پس از ۲۶ دلو سال ۱۳۶۷ که نیروهایش را از دریای آمو به سمت خاک شوروی عقب کشیده بود، گفت: “در گرداب خطرناکی گرفتار شده بودیم، نجات ما شبیه یک معجزه بود.”
معجزه‎ نجات شوروی از گرداب افغانستان در ۲۶ دلو سال ۱۳۶۷ اتفاق افتاد و سنگ افتخار آن به نام افغان‎ها زده شد. هرچند هرگز نمی‎توان ادعا کرد که شکست شوروی تنها توسط مجاهدان افغان رقم زده شد، ولی یکی از عوامل مهم شکست شوروی، افتادن در نبرد بی‎فرجام افغانستان بود. زیرا حداقل ۷۱۹ طیاره جنگی شوروی در افغانستان منهدم شد و ۷۳ هزار سرباز اردوی سرخ شوروی سابق در این سرزمین کشته و زخمی شدند. اما علاوه بر این فکتور، رویارویی امریکا در جنگ سرد با شوروی، شرایط دشوار مالی و اقتصادی و عدم پاسخ‎دهی نظام سوسیالیستی برگرفته از ایده کمونیزم از عوامل دیگر شکست ابرقدرت شرق به شمار می‎آید.
با این حال، فرا رسیدن این مناسبت حقیقتی را خاطرنشان می‎سازد که علی‎رغم اختلافات موجود و انكارناپـذیــری ‎كــه میــان اقــوام و اقشــار مخـتلـف كشور وجود دارد، تنها یک نقـطه‎ تـوافــق توانسته این دانه‎های از هـم گـسستـه را گــردهــم آورده و گره‎های مستحكمی میان آن‎ها ایجاد نماید. آن نقطه، فداكاری برای شكست نیروهای استعمارگر و ستیزه برای كسب استقلال در برابر تجاوز خارجی می‎باشد.
به اذعان مردم دنیا كه آن روز از طریق رسانه‎های همگانی به اعلام سپرده شد، فروپاشی كمونیزم در افغانستان معادله‎ قدرت را در سطح جهانی تغییر داد و تفكر ابداعی “وابستگی” را از میان كشورهای جهان سوم برچید. آن روز این باور در مفكوره بسیاری از مردم جهان سوم نهادینه شده بود كه بدون تكیه زدن به یكی از دو ابرقدرت شرق و غرب و پیوستن به جنبش دو قطبی، ادامه‎ حیات سیاسی برای یک كشور غیرممكن است. اما پیروزی مردم افغانستان و شكست بزرگ‎ترین قدرت شرقی این ایده‎ را باطل جلوه داده و بر مؤلفه‎های آن خط بطلان كشید.
با این وجود، آنچه در سالروز این رخداد پس از ۲۸ سال حایز اهمیت است، ارزیابی شکستی است که گروه‎های جهادی پس از پیروزی بر شوروی و خروج اردوی سرخ متحمل شدند. اما متأسفانه انسجام بی‎مثال ملت افغانستان، با مداخلات خارجی و نبود مدیریت داخلی مواجه شده و شیرینی پیروزی بر خارجی‎ها در نبود میكانیزم مدیریتی مناسب در عرصه داخلی به تلخی مبدل شد. اكنون حالتی بر حیات سیاسی – اجتماعی ما تحمیل شده و سرنوشتی را گرفتار آمده‎ایم كه وارثان اصیل جهاد با زندگی در سکوت می‎سازند و می‎سوزند و بسیاری از زمامداران در پی قدرت‎طلبی، زراندوزی و رفع اتهام از خویشتن اند و تنها كاری كه می‎توانند پاک كردن سیاهی‎ها از دوسیه‎هایی است كه محكمه‎های حقوق بشری برای شان ساخته‎اند. در این میان، آنچه از دست رفت، افتخاری بود كه در نتیجه‎ شكست اتحادیه جماهیر شوروی سابق به دست آمد و آنچه گمنام ماند قهرمانانی بودند كه خون خویش را در این راه بر زمین ریختند تا خط سرنوشت انسان این سرزمین را با خون سرخ شان در پیشانی تاریخ حک نمایند.
با برگشت مجاهدان به قدرت، وضعیت تغییر کرد و اهداف مقاومت به زودی فراموش شد. اکنون که ۲۸ سال از ۲۶ دلو ۱۳۶۷ خورشیدی میگذرد، با نگاه کوتاه به این سال‎ها به این واقعیت تلخ پی میبریم که هنوز هم افغانستان از استقلال برخوردار نیست؛ حکومت‎داری و سیستم اداری متناسب با وضعیت و شرایط  مردم در کشور نهادینه نشده است؛ هنوز هم شهروندان کشور برای یافتن کار به خارج می‎روند؛ امنیت شغلی وجود ندارد؛ کودکان و زنان و دیگر گروههای آسیب‎پذیر در وضعیت بدی قرار دارند و مهمتر از همه افزایش فعالیت مخالفان مسلح و گسترش فزاینده ناامنی تمام بخشها را به شدت آسیب زده و هر روز از مردم ما قربانی می‎گیرد.
به هر حال، خروج شوروی با تمام پیامدهای منفی و مثبت، خروج یک ابرقدرت شرقی از گرداب افغانستان و آغازی برای افتادن افغان‎ها در طوفان بدتر و ویرانگر شد؛ طوفانی که تا هنوز از شهروندان بیدفاع قربانی میگیرد و خواب راحت را از چشم شان گرفته است.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد