دیدگاه

531
۱۶ دلو ۱۳۸۹
نویسنده:

از توبره و آخورخوری حزب اسلامی

عمل انتحاری ۸ دلو در سوپر مارکیت فاینست که از سوپر مارکیت های زنجیره ای در کابل است و تا حال سه واحد آن در این شهر آغاز به کار کرده، بسیار تکان دهنده بود.

این سوپر مارکیت که در سرک پانزدهم وزیر اکبرخان موقعیت دارد و در این اواخر محل خریداری افغانها و خارجی ها بوده، ۸ دلو حوالی ساعت دونیم بعد ازظهر یک فرد انتحاری وارد این سوپر مارکیت شد و بعد از آنکه  به هر سو گلوله باری کرد، خود را منفجر نمود که در اثر آن  نه تن کشته و هفت تن دیگر مجروح شدند. در میان کشته شدگان با سه فرد خارجی، دو زن  و دو کودک افغان نیز وجود داشت و از یک فامیل فقط طفل یک ساله ای به جا مانده است.

مسئولیت این عمل انتحاری را به زودی حزب اسلامی به عهده گرفت و اعلان کرد که شخص انتحاری عضو حزب اسلامی و نام او رفیع الله بوده است. گرچه بعد تر ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان نیز این مسئولیت را به عهده گرفت. اما از نام و نشان و آدرسی که حزب اسلامی داد و قبل از همه این مسئولت را به عهده گرفت، معلوم می شود که این کار حزب اسلامی بوده است.

این حادثه که نزدیک به محل تلویزیون طلوع اتفاق افتاد و خبرنگاران آن به محل حادثه زود تر رسیدند ، تصویر پسر نوجوانی را نشان می داد که سراسیمه هر طرف می دوید و فریاد می زد که خواهر و دختر خاله اش در فروشگاه بوده و حال گم شده اند. جوان دیگری که اشک می ریخت، در جریان مصاحبه یکباره به سوی سوپر مارکیت دوید وعزیزانش را با فریاد صدا زد، ولی کسی جوابش را نداد.

این تصاویر دلخراش روح هر انسانی را غرق خون می ساخت، زیرا آنان نه خارجی بودند و نه «افغانستان را اشغال کرده بودند» که قربانی این حملۀ کور شدند. حزب اسلامی مدعی عملیات بر اعضای کمپنی بلک واتر شد، در حالیکه این افغانها نه با بلک واتر بودند و نه شاید چنین کمپنی را می شناختند.  اگر قرار باشد بر هر جایی که رفت و آمد خارجی ها وجود دارد، عملیات انتحاری صورت گیرد، پس تمام افغانها می توانند توته توته شوند و هدف چنین حملاتی قرار گیرند.

حزب اسلامی زمانی دست به چنین حملۀ کوری می زند که از مدت ها به این سو به نحوی در رفت و آمد و مصالحه با دولت افغانستان قرار دارد. چندی قبل هیئتی از سوی این حزب به ارگ آمد و با رئیس جمهور دیدار کرد و بعد دوباره به پاکستان برگشت.

درسفری که اعضای شورای عالی صلح به پاکستان کردند نیز با رهبران حزب اسلامی ملاقات داشتند. همین حالا بخشی از حزب اسلامی به رهبری هادی ارغندیوال در کابل به صورت رسمی فعالیت دارد و خود او وزیر اقتصاد همین دولت است و آمار کاندیدان برنده عضو و متمایل به حزب اسلامی در این ولسی جرگه حدود ۴۰ نفر می باشند که از نظر سیاسی به طرف رئیس جمهور قرار دارند، همچنان آقای عطاالله لودین یکی از قومندانان ارشد حزب اسلامی معاون آقای ربانی در شورای عالی صلح می باشد حال مردم انتظار دارند که وکلای حزب اسلامی در پارلمان چه نظری در مورد این عملیات کور دارند. آیا آنان هم عضو حزب اسلامی خواهند ماند و هم  افراد قانونی خواهند بود که در چارچوب این دولت فعالیت دارند؟ به هر حال مردم انتظار دارند تا بخش قانونی و علنی این حزب موقف خود را در قبال این حمله روشن سازند که آیا تروریست اند یا قانون پذیر؟

نیروهای حزب اسلامی در چند ولایت افغانستان بر ضد نیروهای خارجی درگیر نبرد اند، اما تا حال مسئولیت هیچ عمل انتحاری را به عهده نگرفته اند. زمانی رهبر اصلی این حزب نیز گفته بود که  عمل انتحاری بنیاد شرعی ندارد و به این خاطر طرفدار آن نیست، اما حال که سخنگوی این حزب چنین مسئولیتی را می پذیرد، معلوم می شود که یا رهبر حزب در آن زمان به حرفش باور نداشته و یا این که حال به نتایج دیگری رسیده است.

اما در این جریان دولت افغانستان باید از سیلی های که خود به رویش می زند برای مردم حساب بدهد. زیرا خود دولت زمینه ساز حضور اعضای حزب اسلامی در کابل شده و چون بخش مخالفان و بخش غیر مخالفان آن چنان جان و جگر اند که علیه یکدیگر کوچکترین حرفی ندارند و صفوف آنان چنان نامشخص است که نمی توان یکی را از دیگری جدا ساخت و بسیاری بخش علنی و قانونی این حزب را با بخش غیر علنی و تروریستی آن یکی دانسته و جدایی آنان را تکتیکی از سوی این حزب می دانند که می خواهند هم از توبره و هم از آخور بزنند. پس از همه اول تر دولت افغانستان و مخصوصاً آقای کرزی باید این حساب را بدهد که با کدام معیار اعضای این حزب را وارد کابینه ساخته و خوشبین مصالحه با آن می باشد.

به این خاطر مردم افغانستان خود دولت را مسئول چنین عملیاتی می دانند که برای انتحار کنندگان این حزب چنین میدان می دهد. در صورتی این وضعیت ادامه یابد و دولت موقف خود را در قبال بخش علنی و غیر علنی حزب اسلامی مشخص نسازد و جناح دوست و دشمن آن را معلوم نکند، باید چشم به راه دهها انتحار دیگر از سوی این حزب بود. چون اگر جناح بندی های آن  با خط سرخی مشخص و مشخص نگردند، به قول مردم مار در استین باقی خواهد ماند و هر وقت نیشش کار کرد زهرش را خواهد چکاند.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد