و سایر گزارش ها

434
۱ حوت ۱۳۸۸
نویسنده:

از انجنیری تا مزدورکاری

فقر و بیکاری، مثل موریانه ایست که در جامعه رخنه نموده و لحظه به لحظه، پیکرهء كشور را  از درون مي پوساند و روزبروز، بر تعداد افراد گرسنه و گدا مي افزايد. دردناکتر از همه اينکه نیروی جوان و ظرفيت ساز كشور؛ از بيكاري، خود گرفتار فقر و فلاکت و بدبختی شده است.

جمعیت بیکار درافغانستان برعکس سایر کشورها؛ جوانان، افراد باتجربه اي که در کارخانه های تولیدی افغانستان قبلاً مصروف کار بوده، و یا كساني اند که جریانهای زمان و تحولات اخیر، بر آنان سایه افگنده و همه هست بود شانرا گرفته و یا قسمتي از اعضای بدن شانرا قربانی كرده اند.

رنج بيكاري

“نادر” فارغ التحصیل فاکولتهء نفت و گاز ولایت بلخ؛ جواني است كه بيكاري عرصه را برایش تنگ ساخته و چنان بر جان و روانش اثر منفی گذاشته  که حتی پشیمان از تحصیل و آموختن علم و دانش شده است.

او كه بيكاري و نگراني از سیمایش نمایان است و  نتایج زحمات ۱۶ سال تحصیلش را هيچ مي داند، با افسردگی و یاس می گوید: “ای کاش از اول می دانستم که تحصیلات عالی مشکل گشا نیست و در کنار تحصیل، بايد حرفهء ديگري مثل نجاری، مستری گری… را نیز می آموختم.”

نادر از بيكاري خود در نزد پدر و سایر اعضای فامیلش كه در تربيت و تكميل تحصيلاتش، از هيچ رنجي دریغ نورزیده اند، حال احساس شرمندگي ميكند. وي مي افزايد: “چيزي كه همواره آزارم میدهد، آن است که وقتي هرروز در چوک برای به دست آوردن کار می ایستم، شماری از دوستانم که کارگران عادی اند، صدایم می زنند: انجنیر نادر! بریم، کسی مزدورکار ضرورت دارد.”

وي علاوه ميكند تنها من نیستم که پس از تحصیل بیکار مانده ام؛ مثل من صدها جوان تحصیل کردهء ديگري هستند، كه بیکار اند. نادر شكايت ميكند كه دولتمردان افغانستان طی هشت سال گذشته وعده های ايجاد زمینهء کار دادند؛ اما عمل نكردند. در سیستم اقتصادی که دولت آنرا حمایت می کند، بجز دربدری افراد فقیر وغریب، و فربه ترشدن سرمایه داران، چیز ديگری وجود ندارد.

عوامل مختلف

حكيم الله قرباني رييس شوراي ولايتي اتحاديهء ملي كاركنان ولايت بلخ، عدم جمع شدن كارگران افغانستان را در زير چتر واحد، پايين بودن دانش كارگران، عدم فعاليت فابريكه هايي كه درگذشته زمينهء كاري را براي تعداد زيادي از مردم مساعد ساخته بودند، و نيز نداشتن سرپناه را از موارد عمدهء مشكلات كارگران، عنوان مي كند و مي گويد: “با سقوط فابريكات، تعداد زيادي از كارگران بيكارشده و به رقم متقاعدين نيز نسبت به هروقت ديگر، افزايش آمده است.”

در همين حال، خانم  فوزيه حميدي رييس كار و امور اجتماعي ولايت بلخ، تاييد ميكند كه ۵۰ فيصد از باشندگان ولايت بلخ، ازنداشتن شغل رنج مي برند.

ضعف اقتصاد در خانواده، سبب مي شود كه اطفال به جاي اينكه مكتب بروند، به كارهاي ثقيل از سوي خانوادهء شان گماشته شوند، و نيز اطفال شماري از خانواده هاي فقير، دست به تگدي بزنند.

رييس كار و امور اجتماعي ولايت بلخ مي گويد: “در بررسي كه چندي قبل انجام داديم، مشخص شد كه دراين ولايت، ۸۵۰ طفل آسيب پذير و يتيم،  به سر مي برند. از اين ميان، اطفال يتيم به پرورشگاه ها جذب شده اند.”

زنان و اطفال

از سويي هم به گفتهء مقامات رياست كار و امور اجتماعي ولايت بلخ، ۱۲۰۰خانم بي سرپرست و بيوه نيز دراين ولايت زندگي مي كنند، كه مشغول تگدي و دستفروشي در داخل شهر مي باشند. يكي از خانم هاي دستفروش در مزار شريف مي گويد كه زندگي اش در وضعيت بدي قرار دارد. وي از مقامات مسوول مي خواهد كه به بهبود زندگي آنان توجه نمايند.

“محبوبه” كه خودش را چهل ساله معرفی می کند؛ اما رنج وغم روزگار؛ او را قريب شصت ساله نشان می دهد، می گوید: “شب ها گرسنه خوابیده ام، پابرهنه روزها برای دریافت لقمه نانی، راه رفته ام. روزگار، آنقدر آزارم داده که از زندگی بیزارم؛ اما دلبستگی ام به دنیا فقط سه فرزندم است که اکنون هرسه تن آنان، نسبتاً بزرگ شده اند و کم کم به کار می پردازند؛ یکی خریطه می فروشد، ديگری موترشویی می کند و سومی که خُردترین شان است، به برادرانش کمک می کند.

او می گوید: “یک سال است که فقط گرسنه نخوابیده ایم، آنان نیز به فضل خداوند کمی کمک می کند، روزانه کمی پول و همچنان سه تا چهار قرص نان می آورند.”

راه حل

به گفتهء رييس شوراي ولايتي اتحاديهء ملي كاركنان در ولايت بلخ؛ حدود ۶۰ درصد از نيروي كاري، هم اكنون بيكاراند، و اين بيكاري، موجب مي شود تا شماري از آنان دست به تگدي بزنند.

به عقيدهء كارشناسان امور اقتصادي؛ با ازدياد فابريكات و فعال شدن تاسيساتي كه از كار بازمانده اند و نيز بلندبردن ظرفيت كاري، ميتوان براي هزاران نفري كه هم اكنون از بيكاري رنج مي برند، زمينهء كار را مساعد ساخت؛ در تامین امنیت و ثبات در كشور نيز کمک نمود؛ و ميزان وقوع جرایم را نيز كاهش داد.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد