تحلیل و دیدگاه

128
۲۷ حمل ۱۳۹۶
نویسنده: محمد رضا گلکوهی

ادعای نابودی داعش در سال ۲۰۱۷

سال ۲۰۱۷، زمان نابودی داعش در افغانستان خواهد بود. این ادعا از سوی سخنگوی نیروهای حمایت قاطع در افغانستان در قالب سازمان پیمان اتلانتیک شمالی ناتو مطرح شد؛ ادعایی‎که با ابهام و تردید زیادی مواجه است. ویلیام سلاوین، سخنگوی نیروهای “حمایت قاطع” ناتو در افغانستان در یک نشست خبــری بــا حضــور دولت وزیری، سخنگوی وزارت دفـاع ملــی، در کابل گفـت: “ما میدانیم که سال ۲۰۱۷ با چالشهای بسیار بزرگ روبهرو هستیم اما به آموزش، مشاوره و کمک به نیروهای افغان ادامه میدهیم تا آن‎ها بتوانند این کشور را به ثبات برسانند.” سلاوین با تأکید بر این که سال ۲۰۱۷، سال نابودی داعش خواهد بود، افزود: “۲۰۰ نیروی داعش و القاعده در حملات هوایی در ننگرهار از ۲۱ مارچ سال جاری میلادی کشته شدهاند. داعش ۵۰ درصد از نیروهای خود را به همراه دو سوم از مواضعش در مناطقی که پیشتر در افغانستان تحت کنترول داشت، از دست داده است.”
داعش در افغانستان یک پدیده‎ نوظهور است و این گروه با ایده‎ ایجاد “دولت اسلامی” در سرزمین عراق و شام ظهور کرد که بستر تاریخی آن خاورمیانه است. اما افغانستان و بخشی از کشورهای منطقه و آسیای میانه نیز در مراحل بعدی ضمیمه طرح داعش شد و رویای ایجاد حکومت در قلمرو خراسان که شامل چند کشور از جمله افغانستان است، جزئی از ساختار گروه خشن داعش گردید.
کارشناسان می‎گویند که ضعف اقتدار ملی و بی‎ثباتی افغانستان مجال مناسبی را جهت استفاده‎ این گروه فراهم ساخته تا محور فعالیت‎های خود را از این اقلیم بی‎ثبات آغاز نماید. از سوی دیگر، روسیه مدعی است که طرح داعش یک برنامه‎ سیاسی از سوی رقبای مسکو است تا با گسترش آن در حوزه‎های پیرامونی روسیه، این کشور را تحت فشار قرار دهد. به همین دلیل نیز مسکو دست به دامان طالبان شده و با تجهیز و حمایت از این گروه می‎خواهد برای “درد بد” داعش “دوای بد” طالبان را تجویز کند. به هر حال، پرسش اصلی در این خصوص آن است که ناتو تا چه اندازه در امر مبارزه با داعش جدی است؟

میزان قاطعیت در نیروهای حمایت قاطع
فریداحمد عادل، فعال مدنی، طرح این مسأله توسط سخنگوی نیروهای حمایت قاطع را نوعی مانور سیاسی می‎داند تا تکتیک واقعی نظامی. زیرا به باور وی، “نبرد جاری در افغانستان تنها با یک گروه نیست تا محدوده‎ مشخص زمانی برای آن تعیین کرد و نابودی آن را نوید داد. هم اکنون افغانستان با چندین گروه مخالف مسلح در جنگ است و نمی‎تواند به تنهایی روی مبارزه با گروه داعش تمرکز کند.” به گفته‎ وی، همین امر نیز باعث می‎شود در قاطعیت نیروهای حمایت قاطع تردید کرد و چنین قضاوت نمود که سلاوین خیلی در سخنانش جدی نبوده است.
بسیاری از شهروندان کشور نیز ضمن یادآوری کاستی‎‎های گذشته در امر مبارزه با تروریزم و نحوه‎ مقابلــه با گــروه‎هــای مخالف مسلــح مــی‎گـویـنــد که بسیاری از شعارهای داده شده از سوی حامیان بین‎المللی افغانستان در حد شعار بوده و به عمل تبدیل نشده است. فتانه، شهروند ساکن پایتخت، اظهار می‎دارد: “بیش از یک و نیم دهه است که ما شعار نابودی مخالفان را می‎شنویم و زمانی هم شنیده‎ایم که افغانستان گورستان تروریزم خواهد شد. این شعارها از زبان نیروهای بین‎المللی نیز بیان شده، ولی در عمل کم‎تر موفق بوده‎اند.”
از سوی دیگر، برخی از آگاهان امور، نبود اراده‎ قاطع در خصوص مقابله با داعش را در چیز دیگری می‎دانند. به باور آن‎ها، کشورهای حامی نیروهای حمایت قاطع خواهان نابودی داعش در افغانستان نیستند، بلکه می‎خواهند طرح‎های خود را توسط گـروه‎هایی مثل این شبه‎ نظامیــان عمــلـی سـازند. حامدکرزی، رییس جمهور سابق کشور، در مصـاحبه با یک رسانه هندی گفته است: “این مسأله مهمی است که چگونه با وجود حضور نظامی امریکا، گروه داعش در افغانستــان بـــر ســر کار آمــده است.” وی معتقد است که روسیه در گذشته از ماموریت مبارزه با تروریزم امریکا در افغانستان حمایت میکرد، اما این که حضور امریکا در افغانستان باعث گسترش تروریزم شده، برای روسیه نگران کننده است.
هرچند حمایت از گروه‎ها مسلح، ادعایی است که دوجانب روسیه و امریکا مطرح کرده و اثبات آن نیز کار سختی بوده است، ولی در این که افغانستان به عنوان یک کشور بی‎ثبات و دارای اقتدار ضعیف، بستر چنین طرح‎های سیاسی می‎باشد، شکی وجود ندارد. نوید الهام، آگاه امور سیاسی، معتقد است که “داعش یک پروژه‎ خطرناک سیاسی- نظامی است که از حمایت‎های بیرونی برخوردار است. همان‎گونه که طالبان و سایر گروه‎های نظامی نیز بدون حامیان خارجی توان ادامه حیات را نخواهند داشت، بقای داعش نیز ناممکن است. لــذا تشـخیــص و اعــلام خاستگاه این گروه به نابودی آن کمک خواهد کرد.” وی پیشنهاد می‎کند که اگر نیروهای حمایت قاطع در این عزم شان جدی اند، باید حمایت‎‎های بیرونی داعش را قطع کنند.
با ایــن حـال، ســوال دیگــر این است که آیا ممکن است نابودی گروه داعش که هم اکنون حضور آن در صحنه‎های نبرد ولایت‎های شرقی آشکار شده و دخالت آن در بسیاری از انفجارها نیز گزارش شده است، در یک سال ممکن خواهد بود؟ پرسشی که پاسخ آن با شک و تردیدهای زیادی همراه است.

نابودی داعش از ادعا تا عمل
حقیقت این است که داعش جدا از این که توانست از یک فرصت استثنایی در سوریه و عراق استفاده کند و خلافت اسلامی خود را تشکیل دهد، صاحب تفکر احیای خلافت است که یک ایدئولوژی سابقه‎دار سنتی به حساب می‎آید. کارشناسان بر این باور اند که هرچند ممکن است شکست داعش در عراق، به نوعی پایان عمر این گروه را در خاورمیانه رقم بزند، ولی اندیشه‎ خلافت همچنان تداوم خواهد داشت و ممکن است تفکر داعش به مکان‎های دیگری همچون لیبیا، سومالیا، یمن، پاکستان، افغانستان و آسیای مرکزی منتقل شود و حتا ممکن است داعش تغییر اسم دهد، چنان که داعش قبل از اعلام خلافت توسط ابوبکر البغدادی، جزئی از سازمان القاعده محسوب می‎شد و بعداً به داعش تغییر نام داد. با این حساب، از بین بردن این گروه نیازمند زمان کافی است که به آسانی و در مدت زمان محدود یک ساله میسر نخواهد شد.
حکمت‎الله عارفی، استاد پوهنتون غرجستان، بر این عقیده است که “داعش یک گروه گسترده و دارای ریشه‎های فکری در نهادهای اجتماعی است که در افغانستان نیز در حال عضوگیری می‎باشد. نابودی این گروه با ابزار نظامی و فشار فزیکی ممکن نیست، بلکه مبارزه با ریشه‎های اندیشه‎ای این گروه نیز لازم اسـت. با ایــن حســاب، تعیین نابودی ضرب‎الاجل یک‎سـاله بــرای ایــن گروه منطــق مناسبی نــدارد. کما این که سایر گروه‎ها نیز چنین ساختار و هویتی دارند.”
این در حالی است که برخی از آگاهان، گروه داعش را دارای پایگاه سنتی در افغانستان نمی‎دانند. به باور آن‎ها، اگر عزم جدی برای ریشه‎کن کردن گروه داعش وجود داشته باشد، نابودی آن آسان‎تر از سایر گروه‎های فعال است. فرهاد امین، آگاه مسایل سیاسی، می‎گوید: “گروه داعش ریشه‎ سستی در جامعه ما دارد. اگر این گروه حمایت‎های بیرونی‎اش را از دست داده و با زمینه‎های فکری آن نیز مبارزه شود، اعمال فشار اندک نظامی برای ریشه‎کن کردن آن کافی است.” به هر حال، اگر طرح جدی برای نابودی این گروه روی دست گرفته نشود، پیامدهای آتی آن در وضعیت کشور، بسی ناگوارتر از پیش خواهد بود. زیرا حملات انجام شده توسط داعش خونین‎تر از گروه طالبان و سایر گروه‎‎ها بوده و نارضایتی‎های زیادی را در پی داشته است.
برخی از کارشناسان باورمند اند که هر گونه هرج و مرج یا جنگ و نبرد در افغانستان، نافرمانی‎های مدنی را نیز در پی داشته و مشکلات متعددی برای دولت ایجاد خواهد کرد. سیف‎الدین سیحون، استاد پوهنتون کابل، می‎گوید که “جنبش‎های مدنی در برابر ناملایمات دستگاه سیاسی شکل می‎گیرند و نظام‎هایی که در برابر مردم پاسخ‎گو نیستند، با اعتراضات مدنی روبه‎رو خواهند شد.”
با این حساب، مبارزه با داعش به همان اندازه که در سطح جهانی به یک ضرورت جدی تبدیل شده و تهدید آن فراملی گردیده، افغانستان را نیز با همان شدت و حدت در بر گرفته و می‎طلبد تا طرح مبارزه با آن با جدیت تمام روی دست گرفته شود. آنچه از تحلیل کارشناسان برمی‎آید این است که مبارزه با گروه داعش همانند هر گروه خشونت‎طلب و افراط‎گرای دیگر، نیازمند مقابله فراگیر و همگانی است. چرا که بدون مقابله با ریشه‎های فکری و اندیشه‎ای که داعش از آن سرچشمه گرفته است، امکان ظهور افراط‎گرایی قابل تصور خواهد بود. در آن صورت فرقی نخواهد کرد نام آن داعش باشد یا چیز دیگر. این نوع مبارزه نیز نیازمند زمان طولانی و برنامه‎ درازمدت و جدی است که تنها با اعمال فشار ناتو  یا نیروهای حمایت قاطع ممکن نیست و یک بسیج عمومی و همگانی را طلب دارد.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد