تحلیل

48
۱۲ حمل ۱۳۸۹
نویسنده:

آیا حزب اسلامی یکی از طرف های اصلی مذاکره است؟

کلید * دوازدهم حمل ۱۳۸۹

تلاش های حزب اسلامی به خاطر شرکت در قدرت و مصالحه با دولت افغانستان از چند روز به اینسو با هیئتی که به کابل فرستاده، در رسانه ها با استقبال ضعیفی مورد بحث قرار میگیرد واین جا آنجا به طور محدودی سر زبانهاست.

 این هیئت به خاطر این مصالحه روی چند نکته پافشاری داشته که یکی آن خروج نیرو های خارجی از افغانستان میباشد.

هیئت با کرزی در ارگ ریاست جمهوری ملاقات کرده و خواهان ملاقات با سفیر امریکا هم بوده که گفته میشود از جانب سفیر ایکنبری جواب رد شنیده است و دیروز مک مولن لوی درسیتیز قوای امریکا در کابل گفت که نیرو های امریکایی تا نابودی کامل تروریزم و تربیه و تقویت اردوی افغانستان از خاک افغانستان بیرون نخواهد شد، این را چند روز قبل اوباما نیز در سفر خود به کابل مطرح ساخت.

این درخواست حزب اسلامی زمانی مطرح میگردد که قرار است تا خزان امسال سی هزار نیروی جدید امریکایی وارد افغانستان شوند و مهندسان امریکایی از چندی به اینسو تلاش دارند تا برای جابجایی آنان محل های پایگاهی بسازند، به این خاطر حزب اسلامی با اینکه تمام این روند را به خوبی میداند، اما چون نمیخواهد واقعیت این حضور را بپذیرد و عریضه اش خالی نباشد، چنین مسایل کلانی را مطرح میسازد و به اینگونه میخواهد بگوید که گرچه از زین برافتاده ، اما پا دررکاب دارد.

 امریکایی ها بار بار گفته اند که خروج نیرو های شان منوط به شکست طالبان و نابودی القاعده در افغانستان است و معلوم نیست که حزب اسلامی این را چگونه اریابی کرده که با چنین پیشنهاد هایی به کابل آمده است.

حزب اسلامی در سی سال گذششته همیشه از گردونۀ قدرت رانده شده، چون طرح ها و پیشنهاد های آن در نهایت برای غصب تمام قدرت برای خودش بوده است و به این خاطر در سالهای اخیر بخش عمدۀ  نیروها و قومندانان حزب اسلامی از با چنین سیاست انحصار طلبانه ای از سوی رهبری حزب نپسندیده و از بدنۀ اصلی جدا و به شکلی در انجو ها و یا دولت منحل شده اند که عدۀ معدودی از آنها در کنار رهبر شان باقیمانده اند.

برخورد طالبان در ابتدای ظهور در دهۀ هفتاد به زودی گلیم این حزب را در سر تا سر افغانستان برچید و تلاش های حزب اسلامی در بار دوم ظهور طالبان برای وحدت با آنان به جایی نرسید.

درگیری اخیر نیرو های این حزب  با طالبان در کندز که منجر به شکست فضیحت بار حزب شد،تاثیر عمیقی بر روان رهبران این حزب گذاشت و فورا مسئلۀ مصالحه با دولت را مطرح کردند، گرچه قبل ازین اعضای بلند پایۀ حزب در دو حزب  اسلامی علنی و قانونی خالد فاروقی و عبدالهادی ارغندیوال جمع شده و عده ای هم به ولسی جرگه راه یافته به این صورت از جنگ با دولت و نیرو های خارجی دست کشیده و با روند کنونی همگامی نشان داده اند که  با این تغییرات حزب فقط محدود به چند قومندان و چند نقطه ماند و منطقا قادر نبود که در دو جبهه با دولت و طالبان بجنگد.

اما مهمتر از همه اینکه پاکستانی ها دیگر نمیتوانستند با فشار ها و امتیاز های که از سوی امریکایی ها دریافت میکردند و میکنند، حضور این حزب را در پا کستان تحمل کنند. حملۀ چند ماه قبل پولیس پاکستان بر کمپ شمشتو که پایگاه اصلی حزب اسلامی در پاکستان است، هوشداری به رهبری این حزب بود که دیگر در پاکستان تحمل نمیشود و باید به دنبال راه چاره ای بگردد.

با اینکه هیئت حزب اسلامی گفته است که در پیشنهاد های خود میتواند تعدیلاتی را به وجود آورد و بر تمام آنها پافشاری ندارد، نشان میدهد که این حزب چقدر زیر فشار قرار دارد و دیگر قادر به ادامۀ وضعیت فعلی نیست که اگر میبود اینگونه به کابل نمی آمد، زیرا رسم مصالحه این است که در محل ثالثی برگذار میگردد وبعد از روشن شدن چند و چون مصالحه طرف پیشنهادی به سمت مقابل بر گشته و در قدرت سهم میگیرد.

اینکه نام رهبر این حزب در لست سیاه قرار دارد و تا زمانیکه چنین چیزی وجود داشته باشد، هیئت ارسالی چگونه میتواند پروسۀ مصالحه را پیش ببرد برای همه سوال میباشد.

 اما عده ای دیگربه این باورند که با وجود انجام مصالحه رهبر این حزب به کابل نخواهد آمد و در پاکستان و یا جای دیگری پنهان خواهد شد.

 آمدن این هیئت حزب اسلامی به کابل آنهم با این شیوه که چندانی در مطبوعات انعکاسی نداشت و جدی تلقی نشد، نشان میدهد که قدرت این حزب و حمایت خارجیان ازان افول کرده و هرچه زود ترچون تنظیم های دیگر از گردونۀ روزگار حذف و دوران زورگویی های آن نیز به پایان خواهد رسید.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد