تحلیل

50
۲۱ ثور ۱۳۹۰
نویسنده:

آیا با تجاوزها و تجاوزکاران برخورد می شود؟

 

در دنیا هیچ دردی بالا تر از اینکه در مقابل دیدگان مادری به فرزند دلبندش تجاوز صورت گیرد وجود ندارد. این تجاوز حیات دختر را برباد داده  و او دیگر روی سعادت و خوشبختی را نمی بیند.  بدبختانه که این درد جانکاه هر روز بر مادری در ملک ما فرود می آید که  زجر آن را تا آخر عمرمی کشد. در حالیکه بسیاری از خانواده ها به خاطر بد نامی های بیشتر کوشش می کند تا این تجاوز ها  را پنهان نگهدارند و این درد را بی شعله و آه به دل بگیرند و فریادی نکشند، با آنهم تا جاییکه تجاوز ها با شکایت خانواده ها رسمی میگردند، در افغانستان، هر روز حد اقل  دو بار بر زن  یا دختری تجاوز صورت می گیرد.

دو روز قبل هشت جنایتکار پست که ۶ تن آنان لباس پولیس به تن داشتند، در حومۀ  تالقان مرکز ولایت تخار در ساعت هشت شب به خانۀ زهرا داخل شده و دختر ۱۲ ساله اش، مینا را به زور به خانۀ دیگر بردند و بعد از آنکه دو تن از آنان به این دختر مظلوم تجاوز کردند، فرار نمودند. زهرا بعد از خاموش شدن فریاد دخترش و با فرار این جانیان کثیف وقتی به خانۀ دیگر رفت که مینا بیهوش شده بود و زهرا فقط سر دخترش را در آغوش گرفت و به شدت گریست.

خانوادۀ زهرا به پولیس تلیفون کردند، اما پولیس در آن فاصلۀ چند قدمی بعد از سه ساعت رسید و قومندان آنان گفت که ما چه کسی را بگیریم و دوباه  با سردی و کرختی بر گشتند درحالیکه اگر تعلل نمی کردند، حتماً متجاوزان را دستگیر می نمودند. اما این که دستگیری این جنایت پیشگان چه دردی را دوا می کرد، زهرا با چشمانی که خون می گریست، تکرار می كرى که بازهم هیچ فایدهء نداشت، چون اینان با زور آوران بسته اند و زور کسی به آنها نمی رسد.

این تجاوز در حالی به این دختر صورت گرفت که چند روز قبل نیز در در حومۀ تالقان ۱۳ تن بر یک دختر ۱۴ ساله تجاوز کردند و بعد به گفتۀ پولیس با استفاده از تاریکی شب فرارنمودند. در صورتی پولیس برای دستگیری این افراد جدی می بود، مطمناً که تا حدی در این حوادث کاهش به وجود می آمد، اما چون پولیس این حوادث را عادی می بیند و از کنار آن به آرامی می گذرد، لذا دلیلی وجود ندارد که این کار بار دیگر و دیگر اتفاق نافتد.

زنان نیمی از جامعۀ ما را می سازند و تا زمانی سهم مساوی با مردان در کار و پیشرفت جامعه نداشته باشند، ممکن نیست چنین جامعه ای به تعالی و ترقی برسد. در جامعه ای که بر دختران ۱۲ ساله تجاوز صورت می گیرد و بعد پولیس با بی تفاوتی آن را بررسی می کند، نمی توان نامی از دموکراسی و جامعۀ مدنی برد. در صورتی بخشی از زنان ما آگاه می بودند، باید در برابر چنین اعمال کثیفی به فوریت واکنش نشان می دادند و با به راه انداختن  اکسیون ها، دولت و ارگان های امنیتی را زیر فشار چند لایه قرار می دادند تا بعد از این هیچ مرد جانی یی به سوی دختری چپ نگاه نمی کرد.

داد رسان  قضایی نیز اکثراً با این قضایا با سُستی و شُلی برخورد کرده، به اشکال گوناگونی به برائت دادن متجاوزان برعفت دحتران می پردازند و حتی گاهی در جریان تحقیق،  این زنان و دختران را ملامت می کنند که اگر خودت بد نمی بودی، کسی به دنبالت نمی آمد و به این صورت بد نام نمی شدی، اینان که چون خود اندیشۀ زن ستیزی دارند و با باور های سنت گرایانه به این قضایا می نگرند، به عوضی که داد زنان را از مردان بخواهند، بیشتر به متجاوزان کمک می کنند و به این صورت این مردان پست دوباره تشویق شده، بار دیگر به چنین عمل ننگینی دست می زنند.

جامعۀ ما که از درون سی سال جنگ قد کشیده و تا حال در هر گوشه ای آن جوی های خون جریان دارند، دهها بدی و عقده نیز در میان آنان به جا مانده که برخی تا حال به دنبال فرصت برای انتقامگیری سرگردان اند. این افراد بی انکه فکر کنند که چگونه دختر نوجوانی را از هستی ساقط کرد به دنبال ارضای خود و باز کردن عقده های شان می گردند و چون تا هنوز مناسبات و روابط جنگسالارانه در شمال نسبت به جنوب بیشتر حاکم می باشد و در سرتا سر کشور ۱۸۰۰ گروه مسلح حیات دارند، این حوادث به شدت دردناک بیشتر در ولایات شمال اتفاق می افتد و این روند در این دهسال نه تنها اندک کند نشده که روز تا روز تند تر می شود.

در صورتی نیرو های امنیتی و محاکم در برابر این متجاوزان  با  جدیت و قاطعیت برخورد نکنند، هر لحظه شاهد بروز چنین حوادثی خواهیم در جامعۀ خود خواهیم بود و هر گز کاهش نخواهد و به این صورت  آرام زیستن از اکثر خانواد ها گرفته خواهد شد.

 

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد