تحلیل

200
۲۱ حمل ۱۳۹۶
نویسنده: کلید

آیا آزادی بیان هنوز هم دستاورد حکومت به شمار می‌رود؟

پس از فروپاشی رژیم طالبان، در کنار دیگر روزنه‎ها که برای تحقق یک جامعه دیموکراتیک و مردم‎سالار به‎روی مردم افغانستان گشوده شد، یکی‎هم رسانه‎ها بود.
قانون‎اساسی کشور آزادی بیان و فعالیت رسانه‎های آزاد را تضمین کرد و راه‎ را برای ایجاد و فعالیت رسانه‎های آزاد فراهم‎ساخت.
با آنکه کار این رسانه‎ها به دلیل نو پا بودن در ابتدا با کمی و کاستی‌های فراوان همراه‎ بود، اما روی‎هم رفته این روند تا اندازه‎ای زیاد به بالنده‎گی رسید. نقش اش را در قضایای مختلف به‎خوبی ادا کرد و تا مرز تنها دستاورد حکومت افغانستان در یک و نیم دهه‎ای پسین نُقل محافل سیاسی و غیر سیاسی داخلی و خارجی بود.
دست‎اندرکاران رسانه‎ها هم به‎عنوان افراد آماتور و یا هم حرفه‎یی اما متعهد به اصول ژورنالیزم و منافع کلان کشوری، در کنار اطلاع‎رسانی، نقش‎شان را در آگاهی‎دهی، متوجه ساختن دولت و جامعه جهانی به کمی و کاستی‌ها، تقویت مردم سالاری و فراهم ساختن زمینه‎ای سرگرمی و روشنگری برای مردمی که به شدت خسته از جنگ و منازعه بودند، به‎خوبی ادا کردند.
تا جایی‎که بسیاری‌ها یکی از عوامل اساسی در دیموکراتیزه شدن افغانستان را ولو شکننده، مدیون کارکرد و تلاش‎های جمعی می‌دانند که به عنوان خبرنگار، تهیه کننده و دست اندرکار رسانه بدون هیچ چشم داشتی به گونه‎ای شعوری در رسانه‌ها تلاش کردند تا فرهنگ سازی کنند، ذهنیت‌ها را آماده سازند، مردم را با دولت و دولت را با مردم پیوند دهند و بالاخره اجتماع را در مسیر که باید برود، سمت و سو دهند.
در جریان حکومت رییس‌جمهور پیشین حامد کرزی، این دستاورد حفظ شد، ولو شکننده اما در بسیاری موارد پشتیبانی شد و تلاش صورت گرفت تا یگانه دستاورد که همه به آن می‎نازند، رنگ نبازد، اما با آمدن حکومت کنونی این دستاورد پیوسته مورد تاخت و تاز بوده، به گونه‎ای مستقیم آماج قرار گرفته و در آخرین مورد هم توسط رییس‌جمهور روز گذشته در جریان یک نشست خبری خفه شد.
بعد هم وقتی سرپرست دفتر سخنگوی رییس‎جمهور در رسانه‎ها ظاهر شد با ادبیات که بعدا انتقاد های بسیار تند را به‎دنبال داشت، یکبار دیگر تلاش کرد تا وظیفه‎ای سخنگو بودن را بدون توسل به حقایق ادا نماید، اما با طرح یک استدلال نا سنجیده، از دید کاربران شبکه‌های اجتماعی بیش از پیش سبب ایجاد فاصله میان رسانه‌ها و حکومت شد.
تلاش برای خفه کردن صدای رسانه‎ها زودترین برایند را که داشت در حاشیه قرار گرفتن دستاورد های سفر رییس‌جمهور غنی و هئیت همراه‎اش به چند کشور بود، وقتی رییس‌جمهور به شیوه‎ی سخن می‌گوید که حاشیه داغ‏تر از متن می‌شود، تصویر فوری که در ذهن هر مخاطب ایجاد می‌شود جز این دو نیست.
شاید همکاران و مشاوران رییس‌جمهور برنامه‌های او را به گونه‎ی تنظیم نمی‌کنند که اولویت‌ها در نظر گرفته شود و او بتواند با اولویت بندی نتیجه تلاش‎های اش را با مردم شریک سازد و این موضوع به صراحت می‌رساند، که تیم رییس‎جمهور دست‎کم در بخش رسانه‌ها یا حرفه‎یی نیستند و یا هم نمی‌توانند دانش حرفه‎یی شان را به گونه‎ای درست به کار ببندند.
و یا هم احتمالا، این سفر ها دستاورد های آن چنانی نداشته و حکومت افغانستان برای پرده انداختن به روی ناتوانی‌های اش می‌خواهد بر گلوی آزادی بیان و رسانه‌ها تیغ بگذارد، چون این عمل مصداق همان گفته‎ی مشهور می‌شود که: “آزادی بیان همیشه تیغ است بر گلوی حکومت‌های ناکام”
اما گذشته از این بحث‌ها، استدلال سرپرست دفتر سخنگوی رییس‌جمهور است، او معتقد است که بسیاری از دست اندکاران رسانه‌ها حرفه‎یی نیستند و بیشتر این نهاد ها برای جذب اعضا به هر کس و نا کسی کارت‌های عضویت توزیع می‌کنند، حالی یک جایی کار می‌لنگد، اگر این نهاد ها واقعا آنچه معاون سخنگوی رییس‌جمهور می‌گوید، می‌کنند، باید روی پروسیجر های کاری شان بازنگری کنند و وضاحت دهند چرا تا حال چنین کرده‌اند؟
اگر معاون سخنگوی رییس‌جمهور به خاطر پرده انداختن به رفتار روز یکشنبه‎ی رییس‎جمهور تلاش کرده با وارد نمودن این اتهامِ بی‎بنیاد اذهان عامه را به سوی دیگر منحرف سازد، باید در قبال صحبت های اش مسوولیت‎پذیر باشد و از کسانی که به نا حق آنان را متهم نموده، پوزش بخواهد.

به اشتراک بگذاریدShare on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد

تا اکنون هیچ کامنت وجود ندارد